سفارش تبلیغ
صبا
  من دل
سخت‏ترین گناهان آن بود که گنهکار آن را خوار بشمرد . [نهج البلاغه]
کل بازدیدهای وبلاگ
53999
بازدیدهای امروز وبلاگ
0
بازدیدهای دیروز وبلاگ
2
منوی اصلی

[خـانه]

[  RSS  ]

[شناسنامه]

[پست الکترونیــک]

[ورود به بخش مدیریت]

درباره خودم
من دل
لوگوی وبلاگ
من دل
پیوندهای روزانه

اندیشه های یک مرد ایرا نی [64]
[آرشیو(1)]

اوقات شرعی
لینک دوستان

من او
تعطیل

لوگوی دوستان



اشتراک در خبرنامه
 
پارسی بلاگ
www.parsiblog.com

نویسنده مطالب زیر:   من دل  

عنوان متن حتی اتیک الیقین چهارشنبه 86 اسفند 15  ساعت 1:43 صبح

حتی اتیک الیقین

نمایش تصویر در وضیعت عادی

دعای اربعین


  نظرات شما  ( )

نویسنده مطالب زیر:   من دل  

عنوان متن شناختن سه شنبه 86 بهمن 9  ساعت 11:9 عصر

سلام

شناختن، چند روزیه که با این واژه خیلی بر می خورم تازه فهمیدم که این واژه برای هر کسی یه معنی داره اصلا شناختن یعنی چه ؟یا بهتر بگم ایا بادونستن اسم و فامیل وسن واهل کجایید واز این قبیل سوالات همدیگه رو می شناسیم ؟

بزارید اصلا بگم قضیه چیه: چند روز پیش با یه دوستی اشنا شدم اولش این قدر بحث قشنگ بود که کلی خوشحال شدم، که این آی دی به یه دردی هم می خوره، اخه همیشه اولش از این شروع میشد که دختری یا پسر؛ اما این بار از این چیزا نبود بحث قشنگ بود اما اخرش رسید به این که اسمت چیه و....... کلی تو ذوقم خورد که اینم مثل بقیه است، اما با کمی حرف بلا خره به این نتیجه رسیدیم که اگه می خوایم رابطمون سالم بمونه بهتره که اینا رو بزاریم کنار و به اون موضوعاتی که قابل حرف وعلمیه بپردازیم. از اینم گذشتیم تا این که توسط این دوست عزیز به یه کنفرانس راه پیدا کردیم اما اونجام به این حرف کشید ودلیل این سوالشونم این بود برای شناختن. جداْ برای شناخت دیگران این سوالات ارزش داره، با دونستن و ندونستن این سوالات ادم میتونه طرفش رو بشناسه، اگه ندونی چی میشه، نمیشه حرف زد نمیشه تبادل اطلاعات کرد، نمیشه همکاری کرد، اصلا نمیشه شناخت

امشب دلم گرفت؛ اخه دیدم همه ادم ها‍‍، اگه میگم همه،اخه این دوستان از او قبیل ادم هایی بودن که نظرات و افکارشون با همه فرق می کرد اماوقتی دیدم مبنای شناخت براشون همینه کلی دلم گرفت ..............

اینا رو برای اون دوستان مینویسم که فکر می کردن من قصد توهین بهشون رو دارم اما حقیقت این بود

به نظر من شناخت یعنی شعور یعنی میزان معلومات هم دیگه رو برسی کردن نه اسم وسن و........

هی هی هی به امید روزی که ............اینم ولش کن


  نظرات شما  ( )

نویسنده مطالب زیر:   من دل  

عنوان متن استاد استاد دوشنبه 86 بهمن 1  ساعت 8:14 عصر

سلام
امسال تو محرم استادِ استاد فوت کردن استاد کلی ناراحت شدن وحالشون کلی بد شد خیلی به حالشون فکر کردم که چرا ایشون این همه ناراحت شدن ادم باید از خداش باشه که این جوری فوت کنه یعنی به این عشق و عاشقی برسه به این اوج فکری وعملی برسه بعد به دیدار معشوقش لبیک بگه اماوقتی بادوستم صحبت کردم برای این که حال استاد و بیشتر بفهمیم خودمون وروبزاریم جای استاد فکر کنیم که استاد ما فوت کرده من که او روز تا شب مثل دیونه هافقط گریه کردم حال دوستمم بهتر از من نبود اون شب تو مقتل تنها چیزی که از خداخواستم این بود خدا تا دلت میخواد از عمر من کم کن به عمر ایشون اضافه کن اون شب واقعا حال استاد و فهمیدم تازه استاد تنها یه استاد نداشتن که کلی استاد داشتن و با شنیدن این خبر به این حال افتادن ما رو بگو که اولین استادمون ویا بهتر بگم تنها استادمون ایشونن وای الانم که دارم مینویسم دارم دق میکنم
خدایی خواهش میکنم التماس میکنم هر چقدر دلت می خواد از عمر من کم کن به عمر ایشون بیافزا اصلا من نباشم اون روز،این خیلی بهتره

حالا معنی حفظه الله رو میفهمم حالا معنی روحی فداک های استاد و میفهمم


  نظرات شما  ( )

نویسنده مطالب زیر:   من دل  

عنوان متن اشنایی قبل از ازدواچ سه شنبه 86 آذر 27  ساعت 12:38 صبح

سلام

دیروز تو تلوزیون با چند تا اقا و خانم مصاحبه می کردن در باره نحوه ازدواجشون و چی شد که طلاق گرفتن تقریبا همشون به یه نکته اشاره داشتن اونم اشنایی قبل از ازدواج همشون میگفتن که اول ما با اون اقا و یا خانم اشنا شدیم و بعدشم خانواده هامون باهم اشنا شدن و بعدشم که معلومه دیگه ازدواج

به نظر شما اشنایی قبل از ازدواج لازمه یا بهتر اگه اشنایی هم قراره باشه توی همون جریان خاستگاری باشه نمی دونم اما من که باهاش موافق نیستم دلیلشم اینه که همه این خانم ها اقایونی که قبل از ازازدواج باهم اشنا شده بودن قریب به اتفاق میگفتن که ما دوسشون داشتیم و بعدشم ازدواج کردیم

چرا چشمامون و رو حقیقت ببندیم اگه اشنایی قبل از ازدواج باشه برا ازدواجشون از رو عاطفشون تصمیم میگیرن در نتیجه ازدواج موفقی نخواهن داشت چون در عقلشون و بسته اند

و وقتی درعقل بسته شه فقط تنها چیزی که میبینن خوبیه به قول یکی از دوستان اگه خوبیه هم دیگه رو هم ببینن خوبه فقط دارن خودشونو شبیه به همدیگه میکنن به جای این که خود واقعیش و نو نشون بدن واسه همینم هست که بعداز ازدواج مشکلاتشون شروع میشه بازم به قول استاد که هرچی داریم از ایشونه بلاخره هر ادمی یه روزی از فیلم بازی کردن خسته میشه و می خواد خودش باشه در نتیجه بازم مشکلاتشون شروع میشه چون اون موقع که باید بدی های همدیگرو ببینن نمیبینن وشروع به فیلم بازی کردن میکنن بعدش که باید خوبی های هم دیگر وببینند فقط بدی میبینند تازه بعضی وقتام بدی نیست اما میزارن به پای بدی اون طرف بیچاره

ای کاش همه ما این نکته رو اویزه گوشمون میکردیم

ازدواجه عاقلانه زندگیه عاشقانه

حالا نظر شما چیه


  نظرات شما  ( )

نویسنده مطالب زیر:   من دل  

عنوان متن همینه همین شنبه 86 آذر 17  ساعت 7:6 عصر

سلام

این بار میخوام یه گلگی کنم ازاقا پسرها ودخترخانم های دم بخت.جدی جدی بینی وبین الله براچی میخواین زن بگیرید؟ یابراچی میخواین شوهر کنید؟توروخداهمه نگیدبرای تکمیل دینم،وبرای ادامه سیره پیامبرم،این اصل هست،اما فقط همین نمی دونم شاید من دارم اشتباه میکنم، همش همینه شاید به خاطر ضعف ایمان من باشه که فکر میکنم همش این نیست جدا دوست دارم بدونم برا چی می خواین ازدواج کنید؟

ومیخوام هزارتاچیزدیگم بدونم امابزاریدبگم چرااین ومیخوام بدونم ما پنج شنبه مهمون(خارجی)داشتیم اول ازهمه که اقای عزیزحرفی براگفتن نداشتن وسکوت محض منم تصمیم گرفتم هیچی نگم تا خودشون به حرف بیان اما اقای عزیز به جای این که از خودش واز خصوصیاتش بگه گفتن بفرمایید اگه سوالی دارید بپرسید منم گفتم فکر میکنم شمابایداز خودتون بگیدمیدونید چی گفت گفتن من اصولا ادم کم حرفیم شما بپرسید من جواب میدم اخه ادم حسابی درسته که کم حرفی خوبه وادم های عاقل کم حرفن اماکم حرفیم جاداره حساب داره کتاب داره نه اینجاکه میخوای برا اینده ات تصمیم بگیری،سکوت کنی وبگی من کم حرفم.گفتیم اشکالی نداره ازشون پرسیدیم از خودتون بگید؟چه خصوصیاتی دارید؟ازخلق وخوتون بگید؟از ویژگی های همسر ایندتون بفرمایید؟و ایشون گفتن من ادم صبوریم.خلق وخوی خاصتی ندارم.اخلاقم مثل همه ادم هاست.وچیز زیادی از شمانمیخوام درهمین حدکه بامشکلات زندگی بتونیدکنار بیاید.وباز هم سکوت.(بازم گفتیم اشکالی نداره شاید چون سوالات کلی بودن ایشونم کلی جواب دادن)ازاینجابگذریم. میدونید تنهاسوالی که این اقای عزیزازمن پرسیدن چی بود فرمودن شماموسیقی گوش میدید؟منم که تااون موقع ازطرز جواب دادن ایشون خونم به جوش اومده بودواگه میتونستم میزدم زیرگریه دوتام توی سرش میزدم گفتم نه گفتم شماچه طورفرمودن هی سنتی وکمیم پاپ گفتم مثلا کی گفتن همه گفتم مثلااقای افتخاریان و.... گفتن هی گفتم پاپ چی گفتن اونم همه گفتم مثلا گوگوش وداریوش وشادمهرو..... گفتن پس شمام میشناسید گفتم بله(تودلم گفتم نخوردیم نان گندم ولی دیدیم دست مردم)اماادب حکم می کردکه خون سردباشم گفتن بله،همینا رو بیشتر گوش میدم بعدشم صحبت پیرامون همین چیزاکه ازبین صحبتهاشون فهمیدم که ایشون اصلاسنتی گوش نمیدن از نظر ایشون سنتی یعنی غمگین خوب از اینام بگذریم دیگه کم کم داشت اون روم بالا میومد اخه هرچی من میگفتم میگفت مشکلی نیست درصورتی که باید مشکل باشه هرمردی اگه یه جرعه غیرت داشته باشه می فهمه که هر محیطی برای کارهمسرش مناسب نیست وهرکسیم علاقه شدیدبه درس داشته باشه ادامه تحصیل میده در صورتی که ایشون در مقابل هرسوال من جواب میدادن به نظرمن هیچ اشکالی نداره ووووو

اما ازشون پرسیدم اصلا برای چی میخواین ازدواج کنید گفتن برای تکمیل دینم همین

اخه فقط همینه همین شماها بگید همینه همین

اینجا بود که گفتم من حرفی ندارم دیگه


  نظرات شما  ( )


لیست کل یادداشت های این وبلاگ

حتی اتیک الیقین
شناختن
استاد استاد
اشنایی قبل از ازدواچ
همینه همین


 

Powered by : پارسی بلاگ
Template Designed By : MehDJ